دموی دوران !
ارسالشده در گفتگوهای تنهایی با برچسبهای محین چاووشی در فوریه 8, 2010 توسط chavoshinameاتوبوس کذایی
ارسالشده در گفتگوهای تنهایی در ژانویه 19, 2010 توسط chavoshinameو من دلم می سوزد برای آن پسرک روستایی که دوباره قرار است فردا با همان امید و آرزو های مسخره ی همیشگی اش سوار اتوبوس کذایی شود و باز هم نفهمد که در تقویمش ، نیمه ی دوم دی ، هشت هشت هشتادوهشت ، عید فطر و … تنها تاریخ روزهایی است که با اتوبوس به شهر می آمده و بر می گشته .
۲۹ دی ۸۸
۱:۱۵ صبح
روزهای بی ژاکتی
ارسالشده در گفتگوهای تنهایی با برچسبهای محسن چاووشی, آلبوم متاسفم, آلبوم یه شاخه نیلوفر, آلبوم ژاکت, آلبوم سلام آقا در دسامبر 24, 2009 توسط chavoshinameاین مطلبی است طولانی درباره ی آلبوم های یه شاخه نیلوفر ، ژاکت و سلام آقا ؛ و همچنین درباره ی صدابرداری ، تنظیم های چاووشی ، موسیقی راک ، گذشته ، آینده و چیزهای دیگر … برای همه ی آنها که کم حوصله نیستند و دوست دارند در این روزهای آخر بی ژاکتی کمی دقیق تر به آنچه گذشت و آنچه پیش روست فکر کنند .
دی ۸۸ بی شباهت به مهر ۸۷ نیست . روزهایی که به روزشماری می گذشت ( لطفا انتطار نداشته باشید بگویم « محسن عزیز باید فکری به حال سرما خوردگی هوادارانش بکند چون هوا سرد است و مردم ژاکت می خواهند » ! این بازی با کلمه ی ژاکت کمی حال بهم زن است و بیشتر مناسب دیگر خوانندگان پاپ ( نه چاووشی ) . مثلا سال ۸۸ با آلبوم ۸۸ ! یا چه می دونم زیر بارون خیس نشین و …. مناسب روی جلد مجلات زرد است . گاهی نگفتن بعضی چیزها بهتر است )
بگذریم . این روزها باید از ژاکت گفت و نوشت . هر چند اینکه بخواهیم ذهنیت ایجاد کنیم فقط از لذت گوش دادن آلبوم کم می کند ( همانطور که به تعویق افتادن انتشار و چیزهای دیگر ) اما در این چند روز باقی مانده ( اگر واقعا در حد همین « چند روز » باقی بماند ! ) شاید اندکی قلقلک دادن خودمان بد نباشد ! اینکه تصور کنیم ژاکت چگونه است .
محسن الآن کجا ایستاده ؟ این خیلی مهم است تا بتوانیم از حال و هوای ژاکت سر در بیاوریم . بعد از بازتاب های یه شاخه نیلوفر خیلی از ورق ها برگشت ! چرا که خیلی از معادله ها به هم ریخت . اما آیا این انتقاد ها تاثیری در ژاکت گذاشت ؟ آیا اشکالهایی که به یه شاخه نیلوفر وارد بود ، رفع شد ؟ آیا تلاشی در رفع آنها صورت گرفته ؟ آیا محسن چاووشی متوجه ایراد های اصلی شده ؟
بیایید چند نوشته را مرور کنیم :
در مراحل پایانی کار و در مرحله کپی کشیدن نسخه اصلی برای انتشار کلی یکی از پلاگین های مسترینگ خاموش بوده است که من و محمدرضا با احتساب روشن بودن آن سی دی نهایی کار را برای تکثیر فرستادیم و… که این اتفاق در آن روزها و شبهای آخر تولید آلبوم و مواجه بودن با شرایط ارشاد و لحظات پرفشار برای من و محمدرضا رقم خورد که هیچگاه دلیل آن را نیافتیم که چرا این اتفاق افتاد و… که البته تمامی صدابرداران و کارشناسان این امر همگی می دانند که اگر پلاگینی را که روی بعضی از صداها در مسترینگ نهایی فعال است OFF باشد چگونه کلیت و کیفیت کار را تحت شعاع خود قرار خواهد داد .
اولین قدم در پذیرش انتقاد ها . اما آیا این کافی بود ؟ شاید این توجیه ( درست یا غلط ـش مهم نیست ) برای شلوغ بودن آهنگها جواب مناسبی باشد ( که هست ) اما پاسخ مناسبی برای لحن نالان تمام تراک ها و یکنواختی کل آلبوم نیست . چرا که یک پلاگین نمی تواند لحن خوانده شده ی خواننده را تغییر دهد . چندی بعد می خوانیم :
یه شاخه نیلوفر می توانست آلبوم خیلی بهتری باشد . اشکال اصلی این آلبوم بیشتر فنی است . بزرگترین اشکال این آلبوم را در صدابرداری اش می دانم . در یه شاخه نیلوفر بافت آلبوم طوری بود که من روی صدابرداری محاسبه ی ویژه ای کرده بود اما این محاسبات تقریبا به صورت کامل به هم ریخت . وقتی صدای خوب به مخاطب نرسد در ذهن او زدگی ایجاد می کند .
صدابرداری . چه قدر در این مساله ریز شده اید ؟ صدابردار کیست ؟ کارش چیست ؟ اصلا چقدر اهمیت دارد ؟ چقدر روی یک خواننده تاثیر می گذارد ؟ تاثیری می گذارد ؟ چگونه ؟ چطور ؟
به این اسامی دقت کنید : بهزاد احمدوند ، وحید رکنی شیرازی ، رضا فوادیان ، شهاب اکبری ، شاهرخ شریفی ، محمدرضا آهاری . آشنایند . ولی تا چه حد ؟ چه می دانیم ؟
در موسیقی از صدابردار به عنوان مهندس صدا یا Sound Engineer نام می برند . و اهمیتش حتی از این عنوان پیداست . فردی که باید موسیقی ( و صدا ) را به صورت مهندسی بلد باشد . حتما عکس میزهای میکسر را دیده اید ( با هزاران پیچ و مهره هراسناک ! ) کمترین چیزی که یک مهندس صدا می داند کارکرد هر کدام از این کلید هاست ! اما کارش چیست ؟
هر اندازه که خواننده ای یک آهنگ را بخواهد به شیوه ای خاص بخواند ، هر چه قدر که همگان او را تایید کنند ، آخرین خانه ای که داخلش قرار می گیرد باکس ضبط صداست . در آنجا اهمیتی ندارد او محسن چاووشی باشد ، مارک نافلر یا فردی که دارد اولین آهنگش را می خواند . ارتباطش با دنیای بیرون محدود به شیشه ای می شود که از پشتش فقط مهندس صدا ( صدابردار ) پیداست . تنها اصواتی که از خارج این دنیا می شنود اصواتی است که او می خواهد . ارتباطش در صحبت های داخل هدفون خلاصه می شود .خواننده است و او . کاملا تسلیم ! فرقی ندارد تا به حال چند بار چیزی را که می خواهد بخواند خوانده باشد و چند بار توسط چه افرادی تشویق شده باشد ، مهم نیست چقدر مسلط باشد و نباشد ، در منزل آخر ، حرف آخر را صدابردار می زند !
موسیقی پخش می شود و او می خواند . تصمیم اینکه خوب شد یا بد ، در آمد یا نه و … با صدابردار است . صدابرداری که فرقی ندارد دوست صمیمی خواننده باشد یا دشمن دیرینه اش ، تا قبل از ورود به باکس با یکدیگر می گفتند و می خندیدند یا اصلا یکدیگر را نمی شناختند . الآن خواننده در دنیای مهندس صداست . درست و غلط آن چیزی است که او می گوید . حرف حرف اوست …
فکر کنم تاثیر صدابردار را توضیح داده باشم ( با کمی پیاز داغ اضافه ! ) این را که حتی در لحن یک خواننده هم می تواند تاثیر بگذارد . متاسفانه محدود کردن سلیقه ها با انزوای بیش از حد ، کنار گذاشتین تیم تقریبا بیست نفره ی آفاق ، تیمی که همگی از اهالی موسیقی بودند ، یا کنار گذاشتن فوادیان و احمدوند ، که هم اهل موسیقی بودند هم قابلیت های صدای دوستشان را به خوبی می شناختند ، و تبدیل شدن به من و محمدرضا (!) و تشکرهای روی جلدی که به جای آنکه از نوازندگان و اهالی مختلف موسیقی باشد از چند بازیگر سینماست ، خود به خود در لحن و سلیقه ی فرد تاثیر می گذارد .
کسی که قرار است بگوید « گریه ی کار در اومد ، محسن بیا بیرون ! » صدابردار است . کسی که در هدفون می گوید « برات پخش می کنم ببین چه بغض قشنگی شده » همان مهندس صداست . شاهرخ شریفی هر چه باشد ، صدها آهنگ مختلف را صدابرداری کرده ، و او بود که گفت گل سر و کم تحمل در آمد ، و محمدرضا آهاری بود که ناز و دلتنگی را تایید کرد … و البته در کنار شریفی شهاب اکبری نشسته بود ، و فرزاد فرزین و محسن یگانه . کسانی که اکثر مواقع آنجا بودند ! کاری نداریم کیفیت کارهایشان در چه سطحی است اما ایده های این دوستان قطعا از ایده های کامبیز دیرباز و سام درخشانی تخصصی تر است ! از دوران احمدوند/فوادیان هم می گذریم چون آنقدر خاص و عجیب غریب است که بحث را به سمت و سویی دیگر می برد .
خدا را شکر این چیز ها توسط خود محسن درک شده . در یکی از مصاحبه ها ، آهاری یا خود او تعریف می کردند برای در آمدن برخی کلمات تا صبح یک مصرع را ضبط می کرده اند . کسی در اینکه حتی این تیم دو نفره ی محدود زحمت های خودش را کشیده شکی ندارد . اما تا وقتی برخی بستر ها آماده نباشد ، تلاش شبانه روزی هم نتیجه نمی دهد . پس می شود امیدوار بود لحن ها تغییر کرده اند . اگر چه اشاره ی مستقیمی نشده ، اما گفتن اینکه صدابرداری ایراد اصلی یه شاخه نیلوفر است می تواند ما را به آلبومی با اکولایزرهای مناسب با صدای محسن و البته لحن های مردانه و دل پذیر تر امیدوار کند . اگر چه آلبوم سلام آقا و دو ترک ظهر عطش و غدیر خون این گفته را تایید می کنند اما امیدواریم تغییر لحن ها ارتباطی با اخذ مجوز نداشته باشد .
و اما بیایید پست مربوط به ژاکت در ورژن قبلی را با هم مرور کنیم و به کشف چیزهای تازه بپردازیم !
آلبوم ژاکت با فضایی متفاوتر نسبت به کارهای قبلی ساخته شده است به گونه ای که در این آلبوم دوران دیگری را با محسن چاوشی چه از لحاظ شعر و چه از لحاظ موسیقی آن تجربه خواهید کرد.
این خیلی مهم است : دوران جدید . اگر چه این صحبت ها قبل از یه شاخه نیلوفر هم بود ( و اگر چه یه شاخه نیلوفر هم دوران قبل و بعدی ایجاد کرد که البته دوران جدیدش به اندازه ی دوران قدیمی شیرین نبود ) اما اینکه ژاکت دوران ساز باشد صحبت دیگری است . دورانی که چاووشی می گوید تازه شروع شده . به این دقت کنیم : چه از لحاظ شعر و چه از لحاظ موسیقی . شعر .
فصل انتقاد ها گذشته و گفتنی ها را دیگران گفته اند . اما این چند مصرع را با هم مرور می کنیم ( همه از صفا ، ارجینی و چاووشی ) :
کفتر چاهی من ، تنگ بی ماهی من ، ای قبای وصله بر ، جنگجوی بی سپر … ای شکسته تن سبو ، سکه بی پشت و رو ، ای خلیج یخ زده ، خرمن ملخ زده
می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره ، ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره
فکر نکنم بشه با صد تا دریا ، این همه نفرتو بشوری از من
آخر چه کار داری با آسمان آبی ، بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی … با موی لخت و تیره چشم خمر و خیره ، تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
وفت تاریکای جاده با تو یک فانوس آمد ، تشنه بودم فطره ای را با تو اقیانوس آمد … ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم ، غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم
عشق گذشته از پل ، دشت پر از گلایل … گمشده ی دو حرفی ، خسته ی روز برفی
این همه شادابی یه روزی حروم میشه ، کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
اون دفعه هم هر چی دیدید یه خواب بود ، چشمه ی لب تشنگیا سراب بود
چشمای خیس من این چشمه های غم دیوونه ی توئن ، ای رود مهربون از روز وصلمون چیزی بگو به من
کوله بار آرزوهات روی دوشت ، تا کجاها رفتی با پای پیاده ، رفتی و به هرچی خواستی نرسیدی ، متاسفم برات ای دل ساده
و …
تا حالا شده فکر کنید این همه استعاره ی زیبا ، این همه تعابیر قشنگ و بی نظیر ، این کلماتی که معلوم نیست چگونه رنگ و بوی شعر گرفته اند ، چگونه انقدر زیبا کنار هم چیده شده اند جای خودشان را به ۱۲ قطعه ی خیلی معمولی دادند ؟ این دو ترانه سرایی که با استفاده از کلمات خیلی ساده تعابیر و مفاهیم فوق العاده زیبا و دست نیافتی می ساختند چه شده که دیگر شعرشان آن جادو را ندارد ؟ مضمون اشعارشان هم به پیش پا افتادگی کلمات رسیده ؟
همش تو این فکرم الان تو فکر چیه ، کجاست چی کار می کنه الآن کنار کیه
چرا از عاشقی حیرونی ، چرا ؟ چرا قدرمو نمی دونی ، چرا ؟
تو فکرتم اما دلم هی میگه فکرشم نکن ، یکم به فکر تو نبود پس دیگه فکرشم نکن
هفته ها می گذره اما گل من نیومده ، دارم از غصه می پوسم چقد این روزا بده
چه عشق ناروایی ، چه درد بی دوایی ، چه زخم نا تمومی ، چه سرنوشت شومی
تو ناز می کنی من ناز می کشم … این منطق کیه انگار پیش تو فرقی نمی کنه کی عاشق کیه
و …
هر چند هنوز نشانه هایی از آن ذوق دیده می شود ( که امیدواریم ته مانده اش نباشد ! ) اما اگر انصاف داشته باشیم ، ترانه ی هنوز عاشقتم ( که توسط بهنام صفوی و شهاب رمضان اجرا شد ) چه نشانی از امیر ارجینی دارد ؟ آیا این ترانه را همان کسی سروده که سنگ صبور و تنگ بلوری و بانوی من را ؟ یا آنها را افراد دیگری سروده اند ؟ راه دور نرویم ، ترانه ی غدیر خون کجا ؟ امام رضا ( و حتی راه کربلا ) کجا ؟ غدیر خون گویا دو ترانه ی مستقل است که در امتداد هم خوانده شده … و هنوز عاشقتم که گدشته از مضمون بیش از حد پیش پا افتاده و تکراری ، حتی در کلمات و ترکیب ها هم هیچ نوآوریی ندارد …
با این حال تنها شعر پخش شده ی آلبوم ( دور آخر ) فضای زیبایی را تصویر می کند و در عین حال از همان کلمات ساده ( اما تکراری و نه مثل سکه ی بی پشت و رو بدیع و شنیده نشده ) بهره می برد . اما باز هم به پای زخم نمی رسد و نمی شود گفت حسین صفا به دوران کفترچاهی برگشته ( چه رسد به اینکه دوران سازی دیگری انجام داده ! ) ولی ۱۰ قطعه ی دیگر هم هستند که اگر حتی ۴ تای آنهای مشابه بانوی من یا سنگ صبور یا متاسفم باشد ، می توانیم امیدوار باشیم . امیدوار به یک دوره ی شعری تازه . استفاده از شعر کیکاووس یاکیده البته خودش مهری است بر اینکه با فضایی تازه و عجیب سر و کار خواهیم داشت و ترانه ی علی مهرگان هم اگر اثر گذاری ترانه ای مثل گل سر ( یاها کاشانی ) را داشته باشد ، می تواند مثل همان همکاری ، به یک سابقه ی خوب در کارنامه ی هر دو طرف بیانجامد .
اینکه از لحاظ موسیقی چه تغییری رخ داده است را می شود کم و بیش با بررسی دیگر پاراگراف ها فهمید .
تنظیم قطعات آلبوم ژاکت بر عهده محسن چاوشی، شهاب اکبری و محمدرضا آهاری بوده است که محمدرضا آهاری با تنظیم 3 قطعه و شهاب اکبری با تنظیم 2 قطعه در این آلبوم حضور دارند.
اگر چه ۲ قطعه ی اکبری آنقدر نیست که بتواند یک آلبوم ۱۱ قطعه ای را دچار تحول کند اما همکاری دوباره این دو مسرت بخش است ، چرا که تنوع خود به خود می تواند تازگی ایجاد کند و البته شهاب اکبری امتحان خود را به خوبی پس داده . امیدواریم ۳ قطعه ای هم که از محمدرضا آهاری می شنویم ، همان قطعاتی باشد که برای آلبوم کاملا راک در نظر داشت . اینگونه هم می توانیم با ایده های او آشنا شویم ، هم توانایی های محسن را در این سبک بسنجیم . حتی ممکن است یکی از این ۳ قطعه همانی باشد که در مصاحبه با شهروند امروز برای مصاحبه کنندگان پخش شد و تعجبشان را برانگیخت !
و اما تنظیم های خود محسن که اکثریت آلبوم را تشکیل می دهند ؛ شاید تا پیش از پخش شدن سلام آقا و دو آهنگش ( که از وجودش تا چند روز قبل از انتشار بی خبر بودیم و اولین باری بود که بطور رسمی می دانستیم داریم تنظیمی از محسن را گوش می کنیم ) این نگرانی وجود داشت که تنظیم های محسن نتواند به قدرت تنظیم تنظیم کننده هایش باشد . اما او نشان داد تنظیم گر ماهری هم است . بعنوان مثال ، ظهر عطش یک قطعه ی پاپ بی عیب و نقص و گوش نواز است . از قضا از گیتار الکتریک هم به بهترین شکل ممکن ( بر خلاف گیتار الکتریک های یه شاخه نیلوفر ) در آن استفاده شده . گویی که خواننده را در خواندن ابیات همراهی می کند . به یاد بیاورید خیانت ( نسخه ی سنتوری ) را ، بار دومی که خوانده می شود « این نفسای آخره دلم داره جون می کنه » که زیر صدایی با افکت اگزجره دارد و مقایسه اش کنید با « ظهره ی منظومه ی زهرا حسین … » . یک شباهت جالب .
همه ی اینها نوید بخش است . اینکه تنظیم های پاپ محسن را می شود بارها گوش داد و خسته نشد . تنظیم هایی که در کلیت کار ( و حتی بعضی جزئیات ) شباهت های عجیبی به کارهای رضا فوادیان ( بخصوص تنظیم های جدیدش ) دارد . و زمانی که به پارت های بیس و درامز دقت کنیم بیشتر و بیشتر متوجه این شباهت ها می شویم . همین جا بهتر است گفته شود در تنظیم کارهای محسن ( به جز ماکت ها ) تا به حال از سمپل و لوپ استفاده نشده ! و این اشتباهی است که حتی هواداران با دقت هم ممکن است دچارش شوند .
و اما غدیر خون ، که اگر چه نمی شود به اندازه ی ظهر عطش دوستش داشت ( شاید چون با آن دقت رویش کار نشده ) اما چند نکته ی خیلی مهم دارد که بسیار بسیار خوشحال کننده است . نه تنها برای ژاکت ، برای آینده ی چاووشی …
اول آهنگ با فضاسازی اش . نحوه ی استفاده از فلوت . ملودی تک خطی . اکو ها . آواها . نحوه ی استفاده از استرینگ . و میانه ی آهنگ که گیتار بیس و سازهای بادی یک فضای تعلیق آور زیبا خلق کرده اند … همه و همه خبر از ایده های بسیار نو می دهند . ایده هایی که شاید حاصل تحقیقات محسن باشد . و می شود امیدوار بود روزی که خواست سبک های دیگر را جدی تر تجربه کند ، با کارهایی روبرو شویم که دیگر نه فقط به خاطر صدای مخشوش (!) او ، که به خاطر ثانیه های رویایی تکنوازی یا نوآوری های موسیقایی به شنوایشان بنشینیم …
اگر چه غدیر خون مشکل هایی دارد که کلیتش را دل نشین نمی کند ( مثل تغییر خیلی ناگهانی آکوردها و تکرار بیش از اندازه ی ابیات بدون ایجاد تنوع و شور در خود موسیقی ) اما لحظه های نابی دارد و تلفظ هایی مخصوص که باز هم خبر از روزهای خوب در پیش می دهد . از تلفظ « محمد » نیز نباید گذشت که تقدس این نام مقدس را بیش از هر زمانی نمایان می کند و البته ادای دینی هم هست به فرهاد و حتی شاید شاعر آن کار ، مرحوم آغاسی .
از روی نوازندگان آلبوم هم می توان به نکات دیگری پی برد …
از حضور امید حجت ، سیامک شکوری و فیروز ویسانلو نمی شود چیز زیادی حدس زد به جز آنکه از انواع گیتار در این آلبوم استفاده شده ( و مگر می شود استفاده نکرد ؟! ) اما نام بردن از محمد جاسمی ، علی صنعتی و رضا فهیمی هر کدام نشان از این دارد که در این آلبوم هم با تلفیق مواجه خواهیم بود . و سازهایی چون تار ، سه تار ، نی ، دف و چه کسی می داند شاید حتی سنتور ؟ و وجود نام شهاب اکبری در میان نوازندگان ( هر چند شاید مسخره بیاید ) اما احتمال وجود سنتور را افزایش می دهد . چرا که با توجه به قدرت بالای VST ها دیگر از کیبورد و پیانو در آلبومی به صورت زنده استفاده نمی شود و نام نوازنده ای برای آنها ذکر نمی کنند . و قرار گرفتن نام شهاب اکبری در این لیست تنها دو احتمال را ایجاد می کند . او آنچنان شنیدنی پیانو زده که باعث قرار گرفته شدن نامش در این لیست شده ! او سازی دیگر زده است . سازی که ممکن است سنتور باشد ( طبق معرفیی که چند سال پیش روی نت قرار گرفت و می گفت اکبری در کودکی سنتور یاد گرفته است ) … پیام طونی نوازنده ی ویلن است . اگر چه برای اولین بار است نام او را به عنوان همکار چاووشی می شنویم اما همه مان از علاقه ی محسن به ویلن خبر داریم ( که حتی در اولین آلبوم تنظیم شده اش (خودکشی ممنوع) از این ساز استفاده کرد ) و یک سوال ! ویلن کجاس بگو را چه کسی زده است ؟! … بابک یوسفی نوازنده ی کلارینت است . و اینکه از این ساز در ژاکت به صورت زنده ( و نه کامپیوتری ) استفاده شده ، نشان از تاکید هر چه بیشتر محسن روی موسیقی و خلق لحظه های ناب دارد .
این بود آنچه می شد از ژاکت حدس زد . آلبومی که امید زیادی به آن می رفت و با پخش دو قطعه ی سلام آقا این امید ها چند برابر شد . آلبومی که قرار است دوران تازه ای ایجاد کند . دوران تازه ای در شعر و موسیقی محسن چاووشی . آلبومی که طبق شنیده ها لحنش دیگر یک ناله ی از ابتدا تا انتها نیست . آلبومی که ترک هایش شلوغ نخواهند بود . پلاگین هایش همگی روشن ـند و آلبومی که قرار است نیمه ی دوم دی ماه ۸۸ منتشر شود . تاریخی که هر چند ممکن است درست باشد اما تجربه می گوید خیلی نباید دل را صابون زد …
ژاکت می تواند زمینه ساز قرار گرفتن چاووشی در پله های بعدی موفقیت باشد . و نهایتا رفتنش به سمت موسیقی راک . یک هدف خوب . این همه آلبوم پاپ خسته تان نمی کند ؟ به خدا چرا … تا کی باید شنونده ی آلبوم های ۸ الی ۱۲ ترکی باشیم که هر قطعه زمانش بین ۴ تا ۵ دقیقه است ؟ و هر قطعه از یک ملودی یک خطی تشکیل شده و ۸-۹ بیت که یکبار خوانده می شوند ، سپس ملودی نواخته می شود و دوباره شعر خوانده می شود ، دوباره ملودی و تمام ؟ و سازها به شکل خسته کننده ای تکراری اند . و ملودی ها کوتاه و راحت هضم . و شعر ها همه با یک مضمون . و یک وزن . و یک مشت کلمه یکسان .
چرا چاووشی نیاید و یک آلبوم ۵ ترکی ندهد که هر قطعه اش ۱۵ دقیقه باشد ؟ یا یک آلبوم ۲۰ ترکی در دو CD ؟ چرا پایش را از ترانه فراتر نگذارد ؟ و اصلا از شعر ؟ چرا شعر هایش وزن داشته باشند ؟ چرا نیاید روی شعر های بی وزن کار کند ؟ چرا سولوهای ۳-۴ دقیقه ای در آهنگ هایش نداشته باشد ؟ چرا پاساژ های دیوانه کننده نداشته باشد ؟ او که مایه ی همه ی اینها را دارد . چرا که نه ؟
ژاکت و نهایتا یک آلبوم پاپ دیگر ( و یا آنطور که خودش می گفت ۲ آلبوم پاپ دیگر ) می تواند کافی باشد برای آنکه پاپ را رها کنیم و با استعداد های دیگر هنرمند مجبوبمان اشنا شویم … استعدادهایی که حیف است تلف شوند . به چه قیمت نباید موسیقی ما از سطحی که هست بالاتر رود ؟ اشکال یه شاخه نیلوفر در جذب مخاطب ( آن هم به عنوان یک آلبوم پاپ ) چیزهای دیگر بود ، و گرنه گاهی باید حتی مخاطب ساده پسند را فدا کرد ( این نه بدان معنا که خودمان را گول بزنیم . بیاییم همه ی کارها را درست انجام دهیم و انواع دیگر موسیقی را آن طور که باید و از روی اصول تجربه کنیم ، آنوقت دیگران را به ساده شنوی و بد فهمی متهم کنیم ) اگر مخاطب همراهی نکرد خب نکند ! قرار نیست کسی را کشان کشان به دنبال خود بکشیم . باز هم می گویم اینها ربطی به یه شاخه نیلوفر ندارد و مربوط به افق های دورتر است . و در زمانی که همه چیز درست و به جا انجام گیرد …
شنیدن یک آهنگ کانتری ، با درون مایه ی ایرانی و صدای چاووشی می تواند تجربه ی بی نظیری باشد ! به امید آن روز در این روزهای بی ژاکتی …
۳ دی ۸۸
۴ بعد از ظهر
پاییزیه
ارسالشده در دسته بندی نشده در دسامبر 4, 2009 توسط chavoshinameاز روزی که اینجا کارش را شروع کرد تفریبا هفت ماه می گذرد . هفت ماهی که فکر می کردیم شاید ژاکت بیاید ؟ و یا کنسرتی برگزار شود ؟ هفت ماهی که هفته هایش همین قدر زود گذشت . و هفته های هفت ماهه های دیگر که همین قدر زود می آیند و می روند و باز خوشحال خواهیم ماند که دیگر دوران تلخ انتظار نکشیدن تمام شده .
اما در ابتدای این هفت ماهه هدفهایی پیش رو داشتیم که به لطف خدا و کمک دوستان به خیلی از آنها رسیده ایم . از پنج برنامه ای که اعلام شده بود ، تقریبا همگی انجام شده اند و سه مورد از آنها را می توانید در صفحات وبلاگ مشاهده کنید . دیسکوگرافی . بیوگرافی . کاور ها . عکس ها . محسن چاووشی در اینترنت و البته برنامه هایی که مانده اند و برنامه های جدید …
یکی از برنامه هایی که هنوز انجام نشده پرداختن به کارهای پخش نشده ی محسن چاووشی و تهیه ی لیستی از آنهاست . اینکه این کار در چه زمانی انجام شود اصلا مشخص نیست و فعلا سعی بر آن است تا فهرست تهیه شده کامل گردد … و اما برنامه ی دیگر پرداختن به تک تک آلبوم ها و آهنگ های محسن عزیز است که خود شامل برنامه های دیگری است که در زیر به آنها اشاره می شود .
در این بررسی کلی و بزرگ ، برای آلبوم ها به معرفی عوامل ، قطعات و ماجراهایی که هر آلبوم داشته اشاره خواهیم کرد . و قطعات را از شش منظر بررسی می کنیم : عوامل ، ملودیموسیقیتنظیم ، ترانه ، خوانش ، فضای کلی اثر و حاشیه ها . همچنین نسخه های متفاوت هر آهنگ و تفاوتهایشان مشخص خواهند شد و برای دانلود قرار خواهند گرفت . و ایضا خود آهنگ ها ( تا جایی که ممکن باشد با کیفیت ۳۲۰ ) . بعد از این بررسی ، سه بخش مجزا نیز به وبلاگ اضافه خواهد شد . دانلود آهنگ ها ، ترانه ها ، سروده های محسن چاووشی . آهنگهایی که برای دانلود قرار خواهند گرفت دارای TAG های کامل ( شامل نام خواننده ، نام آهنگساز و تنظیم کننده ، سال ساخت ، ترانه ، ژانر ، نام آلبوم ، کاور آلبوم و … ) می باشند که برای کالکشن کردن بسیار مناسب خواهند بود . در بخش ترانه هر اثر به سه ( و یا دو ) شکل مختلف قرار داده خواهد شد . و از منظر مضمون ، زیبایی شناسی و حذف و اضافه های خود محسن بررسی خواهند شد و مقایسه ای با نسخه ی اصلی صورت می پذیرد . و برای هر قطعه ، به بخش های خاص و زیبا ( چه از لحاظ ترانه و یا موسیقی و خوانش ) اشاره می شود .
برنامه ی دیگری که هنوز کامل نشده ، عکس های محسن چاووشی است که قرار است با کمک دوستان عزیزم ، با کیفیت ترین نسخه ی هر عکس جمع آوری شود و در اختیار علاقه مندان قرار گیرد . و دیگر برنامه ی باقی مانده ، ویکی سازی زندگی نامه ی محسن چاووشی برای قرار گرفتن در ویکی پدیا و در صورت امکان ترجمه ی بخش های مهم آن برای بخش انگلیسی است .
اما برنامه های جدید
با توجه به اینکه برنامه های بزرگ و اهداف جامع چاووشی نامه تقریبا انجام شده اند و یا در حال انجامند ( و شرح آن داده شد ) ، برنامه های بعدی بیشتر برای طرفداران خاص و ( به اصطلاح ) دو آتیشه می تواند جذاب باشد .
- نوشته های چاووشی ( وبلاگ ها ، بیانیه ها ، دست خط ها و سروده ها )
- تقویم و لغت نامه ی چاووشی ( که کاملا جنبه ی فان دارد )
- سنتوری ( با توجه به اینکه دوره ی مهمی از چاووشی بازی همه ی ما با سنتوری همراه شده ، پرداختن به این فیلم چه از بعد سینمایی و چه از جهت ارتباطش با موسیقی و شخص محسن خالی از لطف نیست )
- مصاحبه ها ( البته در این مورد زحمت اصلی را رضای عزیز مدیر سایت هواداران کشیده اند ، اما سعی بر این است تا یک نسخه ی متنی از تمام مصاحبه ها تهیه شود و البته به ترتیب تاریخ انجام همه ی آنها مرتب شوند )
- صداها ( شامل صداهای محسن چاووشی و یا صداهایی در ارتباط با او )
- ویدیو ها ( ایضا مثل مورد قبل )
و برنامه های دیگری که به مرور اعلام خواهند شد .
در اکثر برنامه های بالا دوستان عزیزم همواره مستقیم یا غیر مستقیم یاری رسانده اند و بعضا بار اصلی این زحمات تماما روی دوش آنها بوده که فعلا گمنامیشان را حفظ می کنم تا در فرصت مناسب از آنها تشکر کنم . دوستی هایی که گرچه تمام شدند ، اما قطعا این دوران ( و شاید حسرتش ) فراموش نخواهد شد …
بسیار خوشحالم از اینکه تغییراتی را در سایت رسمی مشاهده می کنم . امیدوارم دوام داشته باشد . به ژاکت هم کمتر فکر کنید . خودش می خواهد ! خودش می آید …
پاییز خوبی داشته باشید .
۱۳ آذر ۸۸
۰۰:۵۵ بامداد
عکس های محسن چاووشی
ارسالشده در آرشیو, حاشیه ها, عکس, لیست با برچسبهای فرزاد فرزین, محمدرضا آهاری, محسن چاووشی, محسن چاووشی و موبایل, محسن چاووشی و چمنزار, محسن چاووشی و هدفون, محسن چاووشی و ژاکت, محسن چاووشی و کاپشن چرمی, محسن چاووشی و پلیور, محسن چاووشی و عینک آفتابی, محسن چاووشی و عینک طبی, محسن چاووشی در استودیو, محسن چاووشی در تخت جمشید, محسن چاووشی در خانه, محسن چاووشی در سفر, محسن چاووشی در شیراز, محسن یگانه, مدل مو محسن چاووشی, نوید محبی, همه عکس های محسن چاووشی, کودکی محسن چاووشی, گالری محسن چاووشی, گالری عکس محسن چاووشی, گالری عکس های محسن چاووشی, استودیو, استودیو آفاق, استودیو خانگی رضا فوادیان, استودیو شخصی محسن چاووشی, تیپ محسن چاووشی, تیپ های مختلف محسن چاووشی, تخت جمشید, حامد هاکان, حسین صفا, رضا فوادیان, سیاوش ( سرچشمه ), شهاب اکبری, شیراز, شاهرخ شریفی, شایا تجلی, علی شاملو, عکس محسن چاووشی, عکس های محسن چاووشی, عکس های محسن چاووشی در مطبوعات, عکس کودکی محسن چاووشی, عابد بسطامی در نوامبر 20, 2009 توسط chavoshinameیکی از برنامه های اولیه ی چاووشی نامه ، جمع آوری عکس های محسن چاووشی و ساخت بزرگترین و کامل ترین گالری عکس های او بوده است . اما فکر می کنید چند عکس از محسن عزیز پخش شده باشد ؟ ۱۰ ؟ ۲۰ ؟ ۵۰ ؟ … با ۳ عکس جدید مجله ی اتفاق نو ، شمار عکس های پخش شده از چاووشی به ۸۳ رسید . اما کاری که ما می خواهیم در این وبلاگ انجام دهیم ، تنها با همکاری و یاری رسانی همه ی هواداران کامل می شود . یک کار بزرگ …
مشکل زیاد است . خیلی از عکس ها بدون خواست خود محسن پخش شده اند . خیلی از آنها را هم او دیگر دوست ندارد . خیلی های دیگر ، عکس هایی هستند معمولی با کیفیت های پایین و تردمارک هایی بزرگ در چهار گوشه و میانشان . افرادی که عکس ها را برای اولین بار ( یا چندمین بار ) در وبسیات و وبلاگشان قرار داده اند ، لینکشان را با درشت ترین فونت و بی زننده ترین افکت ها روی آن حک کرده اند . لینک هایی که خیلی هایشان از کار افتاده اند …
با این حال ، راه حلی انتخاب شده است که نه سیخ بسوزد ، نه کباب . نه محسن از پخش دوباره عکس هایی که دوستشان ندارد ( یا نمی خواسته پخش شوند ) دلگیر شود ، نه لطمه ای به کامل بودن مجموعه وارد آید . اینگونه هواداران هم راضی خواهند شد . و اما راه حل …
عکس های این مجموعه از میان عکس های پخش شده جمع آوری شده اند . خواه در اینترنت و یا مطبوعات ( و یا کاور آلبوم ها ) . هیچ عکسی برای اولین بار از اینجا پخش نمی شود ، هر چند ممکن است بعضی از این عکس ها برای شما تازگی داشته باشد . چرا که کوچکترین نقطه ای از دید ما پنهان نمانده است و جمع آوری این عکس ها نزدیک به چهار سال زمان برده * .
عکس ها در اینجا به صورت 100*100 پیکسل قرار می گیرند و برنامه ی بزرگ ما از همین جا شروع می شود … برنامه ی بزرگ ، لینک دادن به thumb عکس هاست . برنامه ای که با همکاری شما کامل می شود . لازم به ذکر است به بعضی عکس ها لینک سایز اصلی داده نمی شود . عکس هایی که محسن پخش شدن دوباره شان را دوست نداشته باشد . اما با توجه به اینکه تمامی این عکس ها روزی در اختیار هواداران قرار داشته است ( حتی در سایت های رسمی محسن عزیز ) ، در ذیل همین مطلب یا جایی دیگر ، به تبادل عکس ها با هوادران خاص خواهیم پرداخت . هدف اصلی ، تهیه ی با کیفیت ترین نسخه از تمامی این عکس هاست . نسخه های باکیفیت بدون تردمارک .
در زیر thumb های هر سری توضیحاتی پیرامون عکس های آن مجموعه داده شده است . هر عکس همانطور که مشخص است شماره ای دارد . چنانچه اطلاعات بیشتری از عکس داربد ( مثلا زمانی که برای اولین بار پخش شد و یا هر چیز مهم یا حاشیه ای دیگر ) در قسمت نظرات با ذکر شماره ی عکس اعلام کنید .
دسته بندی عکس ها ( که حد امکان بر حسب زمان تنظیم شده ) به صورت زیر است :
۱ – عکس های استودیوی خانگی رضا فوادیان که نفرین ، خودکشی ممنوع ، لنگه کفش و چندین و چند کار دیگر حاصل آن دوران است : شامل ۵ عکس
۲ – عکس های مربوط به دوران خودکشی ممنوع . عکس هایی که در اینترنت پخش شد یا بر روی کاورهای آلبوم قرار داشت و یا در آن بازه ی زمانی با آهنگ های دیگری که پخش می شدند روی اینترنت قرار می گرفت : شامل ۸ عکس
۳ – عکس هایی مربوط به یک طبیعت گردی احتمالی بیرون شهر . این عکس ها احتمالا طی یک سفر کوتاه گرفته شده اند . عکس هدر چاووشی نامه و یکی دیگر از عکس های محسن ( که شاید معروفترین عکس او باشد ) در این روز گرفته شده : شامل ۴ عکس
۴ – ادامه ی عکس های طبیعت گردی . در این عکس ها شایا تجلی ( ترانه سرای قطعه ی بهشت من ) نیز حضور دارد . این عکس ها در سایت cloob قرار گرفتند و واضح نیستند : شامل ۶ عکس
۵ – سفر شیراز . عکس های محسن چاووشی ، شهاب اکبری و فردی دیگر (؟) در تخت جمشید : شامل ۷ عکس
۶ – عکس مربوط به آلبوم متاسفم : شامل ۱ عکس
۷ – عکس های قرار گرفته در سایت رسمی ( WS ) و سایت هواداران : شامل ۸ عکس
۸ – عکس های مربوط به آلبوم یه شاخه نیلوفر : شامل ۲ عکس
۹ – عکس هایی که برای اولین بار در مطبوعات یا رسانه ها قرار گرفتند : شامل ۱۷ عکس
۱۰ – عکس های نسبتا شخصی که از وبلاگ ها یا وب سایت های مختلف پخش شدند : شامل ۵ عکس
۱۱ – عکس های کاملا شخصی که یا لو رفتنه اند یا توسط اشخاصی پخش شده اند و یا در شبکه های اجتماعی ( Social Networks ) مختلف قرار گرفته اند : شامل ۱۰ عکس **
۱۲ – سایر عکس ها : شامل ۱۰ عکس
* : با این حال از هر عکسی که در این مجموعه نباشد استقبال می کنیم .
** : برخی از این عکس ها به صورت نسبتا وسیع هم پخش شده اند . برخی دیگر هم هنوز پخش نشده اند . با این حال thumb عکس هایی که به صورت گسترده پخش شده اند قرار گرفته و مابقی بدون توضیح و سیاه است .