توهمات شماره ۷

Posted in توهمات with tags , , , on سپتامبر 17, 2009 by chavoshiname

این جماعت مریض احوال کیستند ؟
اینان به آنفولانزای نوع «چ» مبتلا شده اند

۲۶ شهریور ۸۸
۴:۱۵ صبح

توهمات شماره ۶

Posted in توهمات with tags , on سپتامبر 14, 2009 by chavoshiname

۲۳ شهریور ۸۸
۱:۴۵ بعد از ظهر

توهمات شماره ۵

Posted in توهمات with tags , , on سپتامبر 14, 2009 by chavoshiname

موسیقی ما

۲۳ شهربور ۸۸
۱ و نیم بعد از ظهر

توهمات شماره ۴

Posted in توهمات with tags , , , , on سپتامبر 14, 2009 by chavoshiname

آلبوم چرا عید فطر نیامد ؟

This Account Has Been Suspended , Please contact the billing/support department as soon as possible

۲۳ شهریور ۸۸
۱ و ربع بعد از ظهر

کنسرت بزرگ محسن چاووشی

Posted in کنسرت with tags , , , on سپتامبر 6, 2009 by chavoshiname

داریم به آن اتفاقی که مدت ها آرزویش را می کشیدیم نزدیک می شویم ؛ کنسرت بزرگ محسن چاووشی . و حقیقتا بزرگ اتفاقی است برخورد نزدیک صدها خواب زده با خواب و خیالشان . برخورد نزدیک از نوع چاووشی ! کنسرت چاووشی اتفاقی است که درباره اش زیاد خوانده ایم و فکر کرده ایم . اما ندیده ام این افکار جایی جمع شود‌ ! افکاری که شاید بتواند به خود محسن عزیز هم سرنخ هایی دهد . از آنچه در ذهن هوادارانش می گذرد و انتظارش را می کشند . هر چند بهتر است او خود هیچ از برنامه های آن شب نگوید ، اما بازگو کردن تفکرات ما به شیرینی این انتظار می افزاید ! ابتدا کمی موارد حاشیه ای را بررسی کنیم

چاووشی کنسرت می دهد
یک معضل بزرگ از همان روز اول شروع شد . دفعات بی شماری که دل نازک هواداران با دیدن نام خواننده ی محبوبشان در اعلان های مختلف لرزید . پوستر ها و حتی پارچه نوشته های بزرگی که در خیابان های شهرشان می دیدند و باورشان نمی شد لحظه اش فرا رسیده باشد ! این البته برای این آخری هاست . آن اوایل که کسی فکر نمی کرد مجاز شدن چاووشی و اجرای کنسرت ۵ سال طول بکشد ، قضیه ختم می شد به چند فحش نثار جان کلاه برداران ! این اواخر بود که هر بار سرخوردگی پیش می آمد و بغضی در گلو جمع می شد وقتی می فهمیدند ” این دفعه هم هر چی دیدن یه خواب بود ” ! وقتی به سایت رسمی می آمدند و خبر تکذیب را می خواندند … اما یکی از روزهای بهاری بود که دوباره این امید در دلشان جان گرفت . وقتی که خواندند : ” در حال جمع کردن بند هستم و به نوشتن پارتها مشغولم . “
اینگونه لحظه شماری برای کنسرت بزرگ محسن چاووشی شروع شد .

کنسرت در تعریف ما
اول باید بدانیم کنسرت در شرایط ما چگونه تعریف می شود . جواب را با بررسی کنسرت های امروزی پاپ شهر تهران پیدا می کنیم . شهر تهران ، بهترین مکان فعلی برای برگزاری کنسرت به حساب می آید . از نظر جمعیت طرفداران ، گردهمایی ، گستره ی فروش بلیط ، تبلیغات و نهایتا سالن و محل اجرا . و البته مورد آخر از بقیه ی موارد مهم تر است ، چرا که کنسرت های امروزی پاپ به صورت سالنی برگزار می شوند . یعنی به نحوری که مخاطب مبلغی پرداخت می کند و با توجه به نوع بلیط تهیه شده ، یک صندلی در انتها یا ابتدای سالن به او تعلق می گیرد . در یک فضای آرام با تهویه و نور مناسب و جمعیتی مشخص که هیچ کس حق بلند شدن از روی صندلی اش را ندارد . خواننده به همراه گروه نوازندگان روی سن به اجرا مشغول می شود و در یک زمان معین کارش را تمام می کند و کنسرت تمام می شود . فردای آن روز در آن سالن یک فیلم سینمایی به نمایش در می آید یا گروهی از پزشکان همایشی برگزار می کنند . این تعریف فعلی است .
اما تعریف یک کنسرت خوب کدام است ؟ یک کنسرت خوب پاپ ( راک و یا ترنس ) در سالن برگزار نمی شود . سالن برای اجرای اوپرا ، سمفونی های کلاسیک و یا موسیقی سنتی ( Traditional ) مناسب است . یک کنسرت خوب در سبک های ذکر شده ، یا باید خیابانی باشد و یا در استادیوم های مخصوص برگزار شود . اولا به دلیل اینکه طرفداران این سبک کنسرت ها زیاد هستند ، و ثانیا مخاطب یک آهنگ ترنس ، یک خواننده ی پاپ و یا یک گروه راک ، علاقه ای به آرام نشستن روی صندلی و آقاوار ، احساسی ترین نوع موسیقی را دنبال کردن ندارد . او باید بایستد ! سرما را تحمل کند و در لحظه های شدت گرفتن آهنگ بالا و پایین بپرد ! او باید ایستاده سرش را پایین بیندازد و گریه کند و بعد از تمام شدن آهنگ دستهایش را گوشه ی دهان بگیرد و فریاد بزند ! هیچ کدام از اینها ارتباطی با صندلی های تر و تمیز و سالن های شیک ندارد . اینکه خیلی مودبانه دستمالی از جیب کتمان در آوریم و چند قطره اشک از گوشه ی چشم پاک کنیم ، شبیه به پایان اپرایی غمگین است تا تمام شدن قطعه ی کم تحمل …
با این حال باید حدود و اندازه ها را شناخت و انتظار بی جا هم نداشت . ما نه استادیومی داریم که مناسب برگزاری کنسرت باشد نه خیابانی ! و البته تعریف فعلی کنسرت همان است که گفته شد . پس باید چاره ای دیگر اندیشید .

یک کنسرت خوب
بنظر شما با وضعیت فعلی ( که اگر چه بد نیست ، خیلی مطلوب هم نیست ) چه می شود کرد ؟ هوادران چاووشی که اکثر آنها جوان و نوجوان هستند چگونه باید انتظاراتشان را از یک کنسرت خوب ، به سمت و سویی مطلوب هدایت کنند ؟ به سمتی که در خور شان خواننده ی محبوبشان باشد ؟ به سمتی که متناسب با حال و روز خود او ، خاص باشد ؟ به سمتی که شباهتی به کنسرت های بی نمک امروزی نداشته باشد ؟ چگونه می شود از امکانات موجود استفاده ای بهینه کرد و آنها را در جهت چاووشیزه شدن * پیش برد ؟ حتما آهاری عزیز هم به این چیز ها فکر کرده ! ( جدای از خود محسن که می خواهد سنگ تمام بگذارد ) اما ما هم ایده های خودمان را بیان می کنیم ! اجرا هم نشد ، نشد . گفتنش که ایرادی ندارد ؟!
به عنوان شروع ، به نور باید خیلی توجه کرد . در کنسرت های امروزی ، نهایت خلاقیت در نور خلاصه می شود ؛ و ایضا اوج بی سلیقگی ! باید به این توجه شود که اگر در فکر برگزار کردن یک کنسرت با کلاس و آبرومند هستیم ، خیلی خودمانی ، نورپردازی به شیوه ی رایج خزترین کار ممکن است ! نورهای رنگ و وارنگ متحرک که روی ریتم آهنگ تنظیم شده اند و هنگام پاساژها حرکت سریع انجام می دهند به درد یک کنسرت آبرومند نمی خورند . در بعضی سالن ها آتش هم مشاهده شده است ! آتشی که باز در پاساژ ها از جایی بیرون می زند و به دلیل ایجاد حرارت بالا ، تنها عرق خواننده را در می آورد و انسان را به یاد سیرک می اندازد ! من آویزان شدن یک چراغ از بالای سر خواننده را بر نورهای بنفش و صورتی و سبز و زرد ( که در جای خود زیبا هستند اما نه در کنسرت محسن چاووشی ) ترجیح می دهم و خلاقیت آنرا خیلی بیشتر می دانم ! سادگی خیلی جاها بهتر جواب می دهد .
گزینه ی بعدی چیدمان گروه نوازنده و در یک کلام ، چیدمان کلی صحنه است . در این زمینه خدا را شکر استاندارد هایی وجود دارد . اما تزئین کردن صحنه با گل ، مناسب همایش های روز بعد سالن است نه شب کنسرت ! از آنجایی که آقای آهاری با تئاتر آشنایی دارد ، می داند که مبحث طراحی صحنه ، مبحث مهمی است . جدای از اینکه انداختن یک صندلی شکسته گوشه ی سن و روشنفکرانه خواندن آن ، به اندازه ی همان گل ها و بیرون آمدن آتش مسخره و بدون خلاقیت است ، شاید بشود با اندکی فکر ، المان هایی متناسب با ترانه هایی که قرار است اجرا شود پیدا کرد و به نحوی که توی ذوق نزند ، آنها را در صحنه و میان تیم نوازندگی و ساز ها جای داد .
نکته ی بعدی صفحه یا Screen ای است که در اکثر سالن ها وجود دارد . از این صفحه نمایش برای نشان دادن تصویر خواننده استفاده می شود (‌ برای سهولت کسانی که در انتهای سالن نشسته اند ) . این خیلی عجیب است وقتی می شود تصاویر مختلفی را متناسب با قطعه ی در حال اجرا ، در آن نشان داد ! و حتی تصاویری از خود خواننده در مکان های دیگر . مثلا در یک دشت در حال قدم زدن … این استفاده ای است که از صفحه ی نمایش در کنسرت های استاندارد جهانی صورت می گیرد و اصلا چرا محسن چاووشی پیش گام این حرکت در کنسرت های کشورمان نباشد ؟ او که در خیلی زمینه ها صاحب سبک و نفر اول است ، اینجا هم باید خودی نشان دهد . امیدوارم پیش از آنکه این ایده همانند ایده ی نور ، توسط بعضی راحت طلبان کم سلیقه دچار واژگونی شود ، به نحو احسن در کنسرت او استفاده شود . هر چند اجرای این کار نیازمند یک کارگردانی حرفه ای است ، اما به زیباییش می ارزد !
مورد آخر استفاده از Video Art است . جذابیت این یکی را محمدرضای عزیز حتما می داند ! ویدئو آرت یک هنر تجربی نسبتا جدید است ؛ هنری در تعامل با تکنولوژی . استفاده از تصاویر ویدیویی به شکلی نو و تجربه گرایانه در بطن اجرا . موردی شبیه همان استفاده از تصاویر گوناگون در اسکرین سالن ، به شکلی دیگر و با قرار گرفتن به عنوان جزئی از اجزای صحنه .
اینها چند پیشنهاد بود برای جذاب تر کردن کنسرت . برای متمایز کردن کنسرت یک پدیده ی متمایز . چیز هایی که قطعا به فکر برگزار کنندگانش هم رسیده است .

* chavoshized : یک کلمه ی ابداعی برای دور هم بودن !

توهم جمعیت میلیونی
درست ! محسن چاووشی هواداران زیادی دارد . آن قدر زیاد که آلبومش چند صد هزار فروش کند و به صورت میلیونی کارهایش شنیده شود . اما جمعیت میلیونی که قرار است به کنسرت بیاید و ترس از نبودن جای کافی برای هوادران و … تنها می تواند توهم باشد ! باید دانست هوادارانی که به کنسرت یک خواننده می آیند تمام هواداران او نیستند . هیچ گاه چنین نبوده است و نیست . جدای از اینکه عده ی زیادی تمایلی به کنسرت رفتن ندارند ( و این به اخلاق و خصوصیات شخصی آنها بر می گردد ) ، هزینه هایی که باید در راه رفتن به کنسرت پرداخت ، خود به خود ریزش هایی ایجاد می کند . از همین الآن می شود تصور کرد اگر رفت و شب کنسرت میان کسانی که آمده اند جستجو کرد ، عده ای پیدا می شوند که اخمو و تنها گوشه ای کز کرده اند و علتش هم دعوایی است که سر آمدن به این کنسرت داشته اند ! مقلا جوانکی از یک شهر دور که پدرش با آمدن او مخالفت می کرده اما نهایتا عشق به محسن باعث شده او آن شب در آن مکان باشد … اما اینها استثنا هستند . ریزش هایی که ایجاد می شود گاه مادی هستند ( با توجه به قیمت بلیط ) و گاه بعلت مسافت دور به وجود می آیند ( با توجه به اینکه کنسرت در چه شهری برگزار شود ) و این خود بخش اعظم دیگری را از جمعیتی که می خواهند به کنسرت بیایند کم می کند . و در نهایت عده ی زیادی می آیند و عده زیادی هم در اجراهای بعدی به آنچه می خواهند می رسند ! نباید از هیچ طرف بام پرت شد .

محسن نمی تواند بخواند !
این هم طرف دیگر بام است ! آنجا که گفته می شود محسن نمی تواند زنده بخواند . نمی دانم بعضی همکاران دیگر چرا این حرف را می زنند ؟! اینکه محسن خواننده ی افکتی است ! اینها صحبت های پیش پا افتاده ای است که غالبا از عدم شناخت موسیقی و یا عدم شناخت موسیقی کامپیوتری سرچشمه می گیرد . شبیه نظر هایی که خوانندگان از دور خارج شده و یا افراد کم اطلاع و متعصب می زنند ” آن زمان که اینطوری نبود با کامپیوتر طرف خواننده بشه ! “
متاسفانه تصور موجود از موسیقی کامپیوتری این است که شما با دستگاه شروع به صحبت می کنید و دستگاه هم آهنگی را که مد نظر شماست می سازد و تحویلتان می دهد . و Auto Tune هم چنین تعریف می شود که ترانه را با صدای هر چند مزخرفتان کاملا فالش بخوانید و از دستگاه صدایی لطیف و روی نت بیرون بیاید !
شنیدن این نکات از زبان افراد کم اطلاع و یا کسانی که روزی با سختی های زیاد خواننده و آهنگساز شده اند و امروزه به دلیل تفکر غلط حاضر نیستند با تکنولوژی روز هماهنگ شوند و سختی ها را کنار بگذارند ، و یا نه ، دیگر موسیقی‌شان طرفدار سابق را ندارد ، دور از انتظار نیست . اما اینکه عده ای متخصص موسیقی ، یا کسی که دارد با اهالی موسیقی مصاحبه می کند ( و باید حداقل ها را بشناسد )‌ و یا خواننده ای که روی صدای خودش Tune هشتاد-نود درصد می گذاشته ( یا می گذارد ) بیایند و این حرف ها را بزنند عجیب است ! حرف هایی که ممکن است از روی بغض و حسادت باشد …
هر گوشی که اندکی شناخت از موسیقی داشته باشد می تواند تاثیر اتو تیون را روی صدای محسن در ۳ آلبوم اول متوجه شود . نمونه : گفته بودم ، اگه دلت گرفته اس ( عشق دو حرفی ) … یا : یه لنگه کفش پاره … بی کس و بی ستاره ( لنگه کفش ) . اما همین گوش از متاسفم درصد تغییر را می فهمد . و در یه شاخه نیلوفر از این که هیچ جا افکت استفاده از افکت را نمی شنود متعجب می شود ! ** . بعلاوه محسن قدرت حنجره اش را می شناسد و هیچ جا صدایش را آنقدر بالا یا پایین نمی برد که جوابگو نباشد و نتواند بخواند ( مگر در موردی نادر ! ) و اینجا باعث تعجب است که عده ای می گویند او قدرت زنده خواندن را ندارد و نیاز به دستگاه دارد ! عده ای که محسن را به خوبی می شناسند ! و می دانند نحوه ی خواندن محسن طوری نیست که از پس اجرای زنده بر نیاید ! حتی اگر منظور این افراد بعضی اکولایزرهای اعمال شده روی صدا باشد ، این موارد را با دستگاه های خیلی ابتدایی موسیقی می شود ایجاد کرد ***‌ ! و اگر منظورشان از افکت چیزی مثل دیلی است تنها باید برایشان افسوس خورد ! امیدوارم کارت دعوتی برای همه ی این عزیزان فرستاده شود …

** : من حتی کارهای محسن با آن افکت را دوست دارم و به دلم می نشنید !
*** : و متناسب با نوع آهنگ ، باید ایجاد کرد !

چند چیز دیگر
در آخر این مطلب باید بگویم امیدوارم کنسرت محسن عزیز ساعتی نباشد . از ۷:۳۰ تا ۹ . از ۹:۳۰ تا ۱۱ . او باید بیاید و شروع کند تا آنجا که تمام شود . نه تا آنجا که ساعت تمامش کند … و نیمی از کنسرت به تکنوازی و معرفی نوازندگان تلف نشود . و در سالهای پیش رو ، کنسرت برایش اصل قرار نگیرد . امروز تهران فردا کرج هفته ی دیگر کیش دو هفته ی بعد ارمنستان ماه بعد نروژ دو ماه بعد متل قو … اگر می خواهد ، تور برگزار کند ، همانطور که باید برای هر آلبوم برگزار کرد . اما خاطره سازی شب های کنسرت را برای بهای دیگری فدا نکند ! و البته تا می تواند ، شب کنسرت را برایمان خاطره ساز کند !

منتظر شنیدن نظرات دوستان درباره ی شیوه ای که دوست دارند کنسرت برگزار شود هستم . مطلب دیگری هم درباره ی کنسرت آماده کرده ام ، انشاالله این بحث که به پایان رسید به آن هم می پردازیم .

۱۵ شهریور ۸۸
۶:۴۵ بعد از ظهر