بایگانیِ دسته‌ی گفتگوهای تنهایی

روزهای بی ژاکتی

ارسال‌شده در گفتگوهای تنهایی with tags , , , , در دسامبر 24, 2009 توسط chavoshiname

این مطلبی است طولانی درباره ی آلبوم های یه شاخه نیلوفر ، ژاکت و سلام آقا ؛ و همچنین درباره ی صدابرداری ، تنظیم های چاووشی ، موسیقی راک ، گذشته ، آینده و چیزهای دیگر … برای همه ی آنها که کم حوصله نیستند و دوست دارند در این روزهای آخر بی ژاکتی کمی دقیق تر به آنچه گذشت و آنچه پیش روست فکر کنند .

دی ۸۸ بی شباهت به مهر ۸۷ نیست . روزهایی که به روزشماری می گذشت ( لطفا انتطار نداشته باشید بگویم « محسن عزیز باید فکری به حال سرما خوردگی هوادارانش بکند چون هوا سرد است و مردم ژاکت می خواهند » ! این بازی با کلمه ی ژاکت کمی حال بهم زن است و بیشتر مناسب دیگر خوانندگان پاپ ( نه چاووشی ) . مثلا سال ۸۸ با آلبوم ۸۸ ! یا چه می دونم زیر بارون خیس نشین و …. مناسب روی جلد مجلات زرد است . گاهی نگفتن بعضی چیزها بهتر است )

بگذریم . این روزها باید از ژاکت گفت و نوشت . هر چند اینکه بخواهیم ذهنیت ایجاد کنیم فقط از لذت گوش دادن آلبوم کم می کند ( همانطور که به تعویق افتادن انتشار و چیزهای دیگر ) اما در این چند روز باقی مانده ( اگر واقعا در حد همین « چند روز » باقی بماند ! ) شاید اندکی قلقلک دادن خودمان بد نباشد ! اینکه تصور کنیم ژاکت چگونه است .

محسن الآن کجا ایستاده ؟ این خیلی مهم است تا بتوانیم از حال و هوای ژاکت سر در بیاوریم . بعد از بازتاب های یه شاخه نیلوفر خیلی از ورق ها برگشت ! چرا که خیلی از معادله ها به هم ریخت . اما آیا این انتقاد ها تاثیری در ژاکت گذاشت ؟ آیا اشکالهایی که به یه شاخه نیلوفر وارد بود ، رفع شد ؟ آیا تلاشی در رفع آنها صورت گرفته ؟ آیا محسن چاووشی متوجه ایراد های اصلی شده ؟

بیایید چند نوشته را مرور کنیم :

در مراحل پایانی کار و در مرحله کپی کشیدن نسخه اصلی برای انتشار کلی یکی از پلاگین های مسترینگ خاموش بوده است که من و محمدرضا با احتساب روشن بودن آن سی دی نهایی کار را برای تکثیر فرستادیم و… که این اتفاق در آن روزها و شبهای آخر تولید آلبوم و مواجه بودن با شرایط ارشاد و لحظات پرفشار برای من و محمدرضا رقم خورد که هیچگاه دلیل آن را نیافتیم که چرا این اتفاق افتاد و… که البته تمامی صدابرداران و کارشناسان این امر همگی می دانند که اگر پلاگینی را که روی بعضی از صداها در مسترینگ نهایی فعال است OFF باشد چگونه کلیت و کیفیت کار را تحت شعاع خود قرار خواهد داد .

اولین قدم در پذیرش انتقاد ها . اما آیا این کافی بود ؟ شاید این توجیه ( درست یا غلط ـش مهم نیست ) برای شلوغ بودن آهنگها جواب مناسبی باشد ( که هست ) اما پاسخ مناسبی برای لحن نالان تمام تراک ها و یکنواختی کل آلبوم نیست . چرا که یک پلاگین نمی تواند لحن خوانده شده ی خواننده را تغییر دهد . چندی بعد می خوانیم :

یه شاخه نیلوفر می توانست آلبوم خیلی بهتری باشد . اشکال اصلی این آلبوم بیشتر فنی است . بزرگترین اشکال این آلبوم را در صدابرداری اش می دانم . در یه شاخه نیلوفر بافت آلبوم طوری بود که من روی صدابرداری محاسبه ی ویژه ای کرده بود اما این محاسبات تقریبا به صورت کامل به هم ریخت . وقتی صدای خوب به مخاطب نرسد در ذهن او زدگی ایجاد می کند .

صدابرداری . چه قدر در این مساله ریز شده اید ؟ صدابردار کیست ؟ کارش چیست ؟ اصلا چقدر اهمیت دارد ؟ چقدر روی یک خواننده تاثیر می گذارد ؟ تاثیری می گذارد ؟ چگونه ؟ چطور ؟

به این اسامی دقت کنید : بهزاد احمدوند ، وحید رکنی شیرازی ، رضا فوادیان ، شهاب اکبری ، شاهرخ شریفی ، محمدرضا آهاری . آشنایند . ولی تا چه حد ؟ چه می دانیم ؟

در موسیقی از صدابردار به عنوان مهندس صدا یا Sound Engineer نام می برند . و اهمیتش حتی از این عنوان پیداست . فردی که باید موسیقی ( و صدا ) را به صورت مهندسی بلد باشد . حتما عکس میزهای میکسر را دیده اید ( با هزاران پیچ و مهره هراسناک ! ) کمترین چیزی که یک مهندس صدا می داند کارکرد هر کدام از این کلید هاست ! اما کارش چیست ؟

هر اندازه که خواننده ای یک آهنگ را بخواهد به شیوه ای خاص بخواند ، هر چه قدر که همگان او را تایید کنند ، آخرین خانه ای که داخلش قرار می گیرد باکس ضبط صداست . در آنجا اهمیتی ندارد او محسن چاووشی باشد ، مارک نافلر یا فردی که دارد اولین آهنگش را می خواند . ارتباطش با دنیای بیرون محدود به شیشه ای می شود که از پشتش فقط مهندس صدا ( صدابردار ) پیداست . تنها اصواتی که از خارج این دنیا می شنود اصواتی است که او می خواهد . ارتباطش در صحبت های داخل هدفون خلاصه می شود .خواننده است و او . کاملا تسلیم ! فرقی ندارد تا به حال چند بار چیزی را که می خواهد بخواند خوانده باشد و چند بار توسط چه افرادی تشویق شده باشد ، مهم نیست چقدر مسلط باشد و نباشد ، در منزل آخر ، حرف آخر را صدابردار می زند !

موسیقی پخش می شود و او می خواند . تصمیم اینکه خوب شد یا بد ، در آمد یا نه و … با صدابردار است . صدابرداری که فرقی ندارد دوست صمیمی خواننده باشد یا دشمن دیرینه اش ، تا قبل از ورود به باکس با یکدیگر می گفتند و می خندیدند یا اصلا یکدیگر را نمی شناختند . الآن خواننده در دنیای مهندس صداست . درست و غلط آن چیزی است که او می گوید . حرف حرف اوست …

فکر کنم تاثیر صدابردار را توضیح داده باشم ( با کمی پیاز داغ اضافه ! ) این را که حتی در لحن یک خواننده هم می تواند تاثیر بگذارد . متاسفانه محدود کردن سلیقه ها با انزوای بیش از حد ، کنار گذاشتین تیم تقریبا بیست نفره ی آفاق ، تیمی که همگی از اهالی موسیقی بودند ، یا کنار گذاشتن فوادیان و احمدوند ، که هم اهل موسیقی بودند هم قابلیت های صدای دوستشان را به خوبی می شناختند ، و تبدیل شدن به من و محمدرضا (!) و تشکرهای روی جلدی که به جای آنکه از نوازندگان و اهالی مختلف موسیقی باشد از چند بازیگر سینماست ، خود به خود در لحن و سلیقه ی فرد تاثیر می گذارد .

کسی که قرار است بگوید « گریه ی کار در اومد ، محسن بیا بیرون ! » صدابردار است . کسی که در هدفون می گوید « برات پخش می کنم ببین چه بغض قشنگی شده » همان مهندس صداست . شاهرخ شریفی هر چه باشد ، صدها آهنگ مختلف را صدابرداری کرده ، و او بود که گفت گل سر و کم تحمل در آمد ، و محمدرضا آهاری بود که ناز و دلتنگی را تایید کرد … و البته در کنار شریفی شهاب اکبری نشسته بود ، و فرزاد فرزین و محسن یگانه . کسانی که اکثر مواقع آنجا بودند ! کاری نداریم کیفیت کارهایشان در چه سطحی است اما ایده های این دوستان قطعا از ایده های کامبیز دیرباز و سام درخشانی تخصصی تر است ! از دوران احمدوند/فوادیان هم می گذریم چون آنقدر خاص و عجیب غریب است که بحث را به سمت و سویی دیگر می برد .

خدا را شکر این چیز ها توسط خود محسن درک شده . در یکی از مصاحبه ها ، آهاری یا خود او تعریف می کردند برای در آمدن برخی کلمات تا صبح یک مصرع را ضبط می کرده اند . کسی در اینکه حتی این تیم دو نفره ی محدود زحمت های خودش را کشیده شکی ندارد . اما تا وقتی برخی بستر ها آماده نباشد ، تلاش شبانه روزی هم نتیجه نمی دهد . پس می شود امیدوار بود لحن ها تغییر کرده اند . اگر چه اشاره ی مستقیمی نشده ، اما گفتن اینکه صدابرداری ایراد اصلی یه شاخه نیلوفر است می تواند ما را به آلبومی با اکولایزرهای مناسب با صدای محسن و البته لحن های مردانه و دل پذیر تر امیدوار کند . اگر چه آلبوم سلام آقا و دو ترک ظهر عطش و غدیر خون این گفته را تایید می کنند اما امیدواریم تغییر لحن ها ارتباطی با اخذ مجوز نداشته باشد .

و اما بیایید پست مربوط به ژاکت در ورژن قبلی را با هم مرور کنیم و به کشف چیزهای تازه بپردازیم !

آلبوم ژاکت با فضایی متفاوتر نسبت به کارهای قبلی ساخته شده است به گونه ای که در این آلبوم دوران دیگری را با محسن چاوشی چه از لحاظ شعر و چه از لحاظ موسیقی آن تجربه خواهید کرد.

این خیلی مهم است : دوران جدید . اگر چه این صحبت ها قبل از یه شاخه نیلوفر هم بود ( و اگر چه یه شاخه نیلوفر هم دوران قبل و بعدی ایجاد کرد که البته دوران جدیدش به اندازه ی دوران قدیمی شیرین نبود ) اما اینکه ژاکت دوران ساز باشد صحبت دیگری است . دورانی که چاووشی می گوید تازه شروع شده . به این دقت کنیم : چه از لحاظ شعر و چه از لحاظ موسیقی . شعر .

فصل انتقاد ها گذشته و گفتنی ها را دیگران گفته اند . اما این چند مصرع را با هم مرور می کنیم ( همه از صفا ، ارجینی و چاووشی ) :

کفتر چاهی من ، تنگ بی ماهی من ، ای قبای وصله بر ، جنگجوی بی سپر … ای شکسته تن سبو ، سکه بی پشت و رو ، ای خلیج یخ زده ، خرمن ملخ زده
می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره ، ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره
فکر نکنم بشه با صد تا دریا ، این همه نفرتو بشوری از من
آخر چه کار داری با آسمان آبی ، بانوی من تو وقتی دریای غرق آبی … با موی لخت و تیره چشم خمر و خیره ، تلفیقی از دو چیزی آبادی و خرابی
وفت تاریکای جاده با تو یک فانوس آمد ، تشنه بودم فطره ای را با تو اقیانوس آمد … ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم ، غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم
عشق گذشته از پل ، دشت پر از گلایل … گمشده ی دو حرفی ، خسته ی روز برفی
این همه شادابی یه روزی حروم میشه ، کوچه هم تموم نشه عمرمون تموم میشه
اون دفعه هم هر چی دیدید یه خواب بود ، چشمه ی لب تشنگیا سراب بود
چشمای خیس من این چشمه های غم دیوونه ی توئن ، ای رود مهربون از روز وصلمون چیزی بگو به من
کوله بار آرزوهات روی دوشت ، تا کجاها رفتی با پای پیاده ، رفتی و به هرچی خواستی نرسیدی ، متاسفم برات ای دل ساده

و …

تا حالا شده فکر کنید این همه استعاره ی زیبا ، این همه تعابیر قشنگ و بی نظیر ، این کلماتی که معلوم نیست چگونه رنگ و بوی شعر گرفته اند ، چگونه انقدر زیبا کنار هم چیده شده اند جای خودشان را به ۱۲ قطعه ی خیلی معمولی دادند ؟ این دو ترانه سرایی که با استفاده از کلمات خیلی ساده تعابیر و مفاهیم فوق العاده زیبا و دست نیافتی می ساختند چه شده که دیگر شعرشان آن جادو را ندارد ؟ مضمون اشعارشان هم به پیش پا افتادگی کلمات رسیده ؟

همش تو این فکرم الان تو فکر چیه ، کجاست چی کار می کنه الآن کنار کیه
چرا از عاشقی حیرونی ، چرا ؟‌ چرا قدرمو نمی دونی ، چرا ؟
تو فکرتم اما دلم هی میگه فکرشم نکن ، یکم به فکر تو نبود پس دیگه فکرشم نکن
هفته ها می گذره اما گل من نیومده ، دارم از غصه می پوسم چقد این روزا بده
چه عشق ناروایی ، چه درد بی دوایی ، چه زخم نا تمومی ، چه سرنوشت شومی
تو ناز می کنی من ناز می کشم … این منطق کیه انگار پیش تو فرقی نمی کنه کی عاشق کیه

و …

هر چند هنوز نشانه هایی از آن ذوق دیده می شود ( که امیدواریم ته مانده اش نباشد ! ) اما اگر انصاف داشته باشیم ، ترانه ی هنوز عاشقتم ( که توسط بهنام صفوی و شهاب رمضان اجرا شد ) چه نشانی از امیر ارجینی دارد ؟ آیا این ترانه را همان کسی سروده که سنگ صبور و تنگ بلوری و بانوی من را ؟ یا آنها را افراد دیگری سروده اند ؟ راه دور نرویم ، ترانه ی غدیر خون کجا ؟ امام رضا ( و حتی راه کربلا ) کجا ؟ غدیر خون گویا دو ترانه ی مستقل است که در امتداد هم خوانده شده … و هنوز عاشقتم که گدشته از مضمون بیش از حد پیش پا افتاده و تکراری ، حتی در کلمات و ترکیب ها هم هیچ نوآوریی ندارد …

با این حال تنها شعر پخش شده ی آلبوم ( دور آخر ) فضای زیبایی را تصویر می کند و در عین حال از همان کلمات ساده ( اما تکراری و نه مثل سکه ی بی پشت و رو بدیع و شنیده نشده ) بهره می برد . اما باز هم به پای زخم نمی رسد و نمی شود گفت حسین صفا به دوران کفترچاهی برگشته ( چه رسد به اینکه دوران سازی دیگری انجام داده ! ) ولی ۱۰ قطعه ی دیگر هم هستند که اگر حتی ۴ تای آنهای مشابه بانوی من یا سنگ صبور یا متاسفم باشد ، می توانیم امیدوار باشیم . امیدوار به یک دوره ی شعری تازه . استفاده از شعر کیکاووس یاکیده البته خودش مهری است بر اینکه با فضایی تازه و عجیب سر و کار خواهیم داشت و ترانه ی علی مهرگان هم اگر اثر گذاری ترانه ای مثل گل سر ( یاها کاشانی ) را داشته باشد ، می تواند مثل همان همکاری ، به یک سابقه ی خوب در کارنامه ی هر دو طرف بیانجامد .

اینکه از لحاظ موسیقی چه تغییری رخ داده است را می شود کم و بیش با بررسی دیگر پاراگراف ها فهمید .

تنظیم قطعات آلبوم ژاکت بر عهده محسن چاوشی، شهاب اکبری و محمدرضا آهاری بوده است که محمدرضا آهاری با تنظیم 3 قطعه و شهاب اکبری با تنظیم 2 قطعه در این آلبوم حضور دارند.

اگر چه ۲ قطعه ی اکبری آنقدر نیست که بتواند یک آلبوم ۱۱ قطعه ای را دچار تحول کند اما همکاری دوباره این دو مسرت بخش است ، چرا که تنوع خود به خود می تواند تازگی ایجاد کند و البته شهاب اکبری امتحان خود را به خوبی پس داده . امیدواریم ۳ قطعه ای هم که از محمدرضا آهاری می شنویم ، همان قطعاتی باشد که برای آلبوم کاملا راک در نظر داشت . اینگونه هم می توانیم با ایده های او آشنا شویم ، هم توانایی های محسن را در این سبک بسنجیم . حتی ممکن است یکی از این ۳ قطعه همانی باشد که در مصاحبه با شهروند امروز برای مصاحبه کنندگان پخش شد و تعجبشان را برانگیخت !

و اما تنظیم های خود محسن که اکثریت آلبوم را تشکیل می دهند ؛ شاید تا پیش از پخش شدن سلام آقا و دو آهنگش ( که از وجودش تا چند روز قبل از انتشار بی خبر بودیم و اولین باری بود که بطور رسمی می دانستیم داریم تنظیمی از محسن را گوش می کنیم ) این نگرانی وجود داشت که تنظیم های محسن نتواند به قدرت تنظیم تنظیم کننده هایش باشد . اما او نشان داد تنظیم گر ماهری هم است . بعنوان مثال ، ظهر عطش یک قطعه ی پاپ بی عیب و نقص و گوش نواز است . از قضا از گیتار الکتریک هم به بهترین شکل ممکن ( بر خلاف گیتار الکتریک های یه شاخه نیلوفر ) در آن استفاده شده . گویی که خواننده را در خواندن ابیات همراهی می کند . به یاد بیاورید خیانت ( نسخه ی سنتوری ) را ، بار دومی که خوانده می شود « این نفسای آخره دلم داره جون می کنه » که زیر صدایی با افکت اگزجره دارد و مقایسه اش کنید با « ظهره ی منظومه ی زهرا حسین … » . یک شباهت جالب .

همه ی اینها نوید بخش است . اینکه تنظیم های پاپ محسن را می شود بارها گوش داد و خسته نشد . تنظیم هایی که در کلیت کار ( و حتی بعضی جزئیات ) شباهت های عجیبی به کارهای رضا فوادیان ( بخصوص تنظیم های جدیدش ) دارد . و زمانی که به پارت های بیس و درامز دقت کنیم بیشتر و بیشتر متوجه این شباهت ها می شویم . همین جا بهتر است گفته شود در تنظیم کارهای محسن ( به جز ماکت ها ) تا به حال از سمپل و لوپ استفاده نشده ! و این اشتباهی است که حتی هواداران با دقت هم ممکن است دچارش شوند .

و اما غدیر خون ، که اگر چه نمی شود به اندازه ی ظهر عطش دوستش داشت ( شاید چون با آن دقت رویش کار نشده ) اما چند نکته ی خیلی مهم دارد که بسیار بسیار خوشحال کننده است . نه تنها برای ژاکت ، برای آینده ی چاووشی …

اول آهنگ با فضاسازی اش . نحوه ی استفاده از فلوت . ملودی تک خطی . اکو ها . آواها . نحوه ی استفاده از استرینگ . و میانه ی آهنگ که گیتار بیس و سازهای بادی یک فضای تعلیق آور زیبا خلق کرده اند … همه و همه خبر از ایده های بسیار نو می دهند . ایده هایی که شاید حاصل تحقیقات محسن باشد . و می شود امیدوار بود روزی که خواست سبک های دیگر را جدی تر تجربه کند ، با کارهایی روبرو شویم که دیگر نه فقط به خاطر صدای مخشوش (!) او ، که به خاطر ثانیه های رویایی تکنوازی یا نوآوری های موسیقایی به شنوایشان بنشینیم …

اگر چه غدیر خون مشکل هایی دارد که کلیتش را دل نشین نمی کند ( مثل تغییر خیلی ناگهانی آکوردها و تکرار بیش از اندازه ی ابیات بدون ایجاد تنوع و شور در خود موسیقی ) اما لحظه های نابی دارد و تلفظ هایی مخصوص که باز هم خبر از روزهای خوب در پیش می دهد . از تلفظ « محمد » نیز نباید گذشت که تقدس این نام مقدس را بیش از هر زمانی نمایان می کند و البته ادای دینی هم هست به فرهاد و حتی شاید شاعر آن کار ، مرحوم آغاسی .

از روی نوازندگان آلبوم هم می توان به نکات دیگری پی برد …

از حضور امید حجت ، سیامک شکوری و فیروز ویسانلو نمی شود چیز زیادی حدس زد به جز آنکه از انواع گیتار در این آلبوم استفاده شده ( و مگر می شود استفاده نکرد ؟! ) اما نام بردن از محمد جاسمی ، علی صنعتی و رضا فهیمی هر کدام نشان از این دارد که در این آلبوم هم با تلفیق مواجه خواهیم بود . و سازهایی چون تار ، سه تار ، نی ، دف و چه کسی می داند شاید حتی سنتور ؟ و وجود نام شهاب اکبری در میان نوازندگان ( هر چند شاید مسخره بیاید ) اما احتمال وجود سنتور را افزایش می دهد . چرا که با توجه به قدرت بالای VST ها دیگر از کیبورد و پیانو در آلبومی به صورت زنده استفاده نمی شود و نام نوازنده ای برای آنها ذکر نمی کنند . و قرار گرفتن نام شهاب اکبری در این لیست تنها دو احتمال را ایجاد می کند . او آنچنان شنیدنی پیانو زده که باعث قرار گرفته شدن نامش در این لیست شده ! او سازی دیگر زده است . سازی که ممکن است سنتور باشد (‌ طبق معرفیی که چند سال پیش روی نت قرار گرفت و می گفت اکبری در کودکی سنتور یاد گرفته است ) … پیام طونی نوازنده ی ویلن است . اگر چه برای اولین بار است نام او را به عنوان همکار چاووشی می شنویم اما همه مان از علاقه ی محسن به ویلن خبر داریم ( که حتی در اولین آلبوم تنظیم شده اش (‌خودکشی ممنوع) از این ساز استفاده کرد ) و یک سوال ! ویلن کجاس بگو را چه کسی زده است ؟! … بابک یوسفی نوازنده ی کلارینت است . و اینکه از این ساز در ژاکت به صورت زنده ( و نه کامپیوتری ) استفاده شده ، نشان از تاکید هر چه بیشتر محسن روی موسیقی و خلق لحظه های ناب دارد .

این بود آنچه می شد از ژاکت حدس زد . آلبومی که امید زیادی به آن می رفت و با پخش دو قطعه ی سلام آقا این امید ها چند برابر شد . آلبومی که قرار است دوران تازه ای ایجاد کند . دوران تازه ای در شعر و موسیقی محسن چاووشی . آلبومی که طبق شنیده ها لحنش دیگر یک ناله ی از ابتدا تا انتها نیست . آلبومی که ترک هایش شلوغ نخواهند بود . پلاگین هایش همگی روشن ـند و آلبومی که قرار است نیمه ی دوم دی ماه ۸۸ منتشر شود . تاریخی که هر چند ممکن است درست باشد اما تجربه می گوید خیلی نباید دل را صابون زد …

ژاکت می تواند زمینه ساز قرار گرفتن چاووشی در پله های بعدی موفقیت باشد . و نهایتا رفتنش به سمت موسیقی راک . یک هدف خوب . این همه آلبوم پاپ خسته تان نمی کند ؟ به خدا چرا … تا کی باید شنونده ی آلبوم های ۸ الی ۱۲ ترکی باشیم که هر قطعه زمانش بین ۴ تا ۵ دقیقه است ؟‌ و هر قطعه از یک ملودی یک خطی تشکیل شده و ۸-۹ بیت که یکبار خوانده می شوند ، سپس ملودی نواخته می شود و دوباره شعر خوانده می شود ، دوباره ملودی و تمام ؟ و سازها به شکل خسته کننده ای تکراری اند . و ملودی ها کوتاه و راحت هضم . و شعر ها همه با یک مضمون . و یک وزن . و یک مشت کلمه یکسان .

چرا چاووشی نیاید و یک آلبوم ۵ ترکی ندهد که هر قطعه اش ۱۵ دقیقه باشد ؟ یا یک آلبوم ۲۰ ترکی در دو CD ؟ چرا پایش را از ترانه فراتر نگذارد ؟ و اصلا از شعر ؟ چرا شعر هایش وزن داشته باشند ؟ چرا نیاید روی شعر های بی وزن کار کند ؟ چرا سولوهای ۳-۴ دقیقه ای در آهنگ هایش نداشته باشد ؟ چرا پاساژ های دیوانه کننده نداشته باشد ؟ او که مایه ی همه ی اینها را دارد . چرا که نه ؟

ژاکت و نهایتا یک آلبوم پاپ دیگر ( و یا آنطور که خودش می گفت ۲ آلبوم پاپ دیگر ) می تواند کافی باشد برای آنکه پاپ را رها کنیم و با استعداد های دیگر هنرمند مجبوبمان اشنا شویم … استعدادهایی که حیف است تلف شوند . به چه قیمت نباید موسیقی ما از سطحی که هست بالاتر رود ؟ اشکال یه شاخه نیلوفر در جذب مخاطب ( آن هم به عنوان یک آلبوم پاپ ) چیزهای دیگر بود ، و گرنه گاهی باید حتی مخاطب ساده پسند را فدا کرد ( این نه بدان معنا که خودمان را گول بزنیم . بیاییم همه ی کارها را درست انجام دهیم و انواع دیگر موسیقی را آن طور که باید و از روی اصول تجربه کنیم ، آنوقت دیگران را به ساده شنوی و بد فهمی متهم کنیم ) اگر مخاطب همراهی نکرد خب نکند ! قرار نیست کسی را کشان کشان به دنبال خود بکشیم . باز هم می گویم اینها ربطی به یه شاخه نیلوفر ندارد و مربوط به افق های دورتر است . و در زمانی که همه چیز درست و به جا انجام گیرد …

شنیدن یک آهنگ کانتری ، با درون مایه ی ایرانی و صدای چاووشی می تواند تجربه ی بی نظیری باشد ! به امید آن روز در این روزهای بی ژاکتی …

۳ دی ۸۸
۴ بعد از ظهر

دوران تلخ ، دوران شیرین

ارسال‌شده در گفتگوهای تنهایی with tags در نوامبر 11, 2009 توسط chavoshiname

دوران تلخ صبح از خواب بیدار شدن ها و دانلود آهنگ های جدید
دوران تلخ و زهر آگین پخش شدن آلبوم های تازه هر ۶ ماه یکبار
دوران تلخ و کشنده ی دیدن عکس های صمیمی هر چند هفته یک بار
دوران تلخ و پر از رنج رسواسازی های مجله ی وزین اتفاق نو علیه خواننده ی محبوب
دوران تلخ و دردآور پر از حال و هوای چاووشی
/
دوران شیرین ماه ها خواب و خیال در انتظار دمویی بیست ثانیه ای
دوران شیرین و پر شور و نشاط پخش شدن آلبوم های … هر دو سال یکبار
دوران شیرین و دوست داشتنی دیدن عکس های انتخاب شده هر وقت خواست یکبار
دوران شیرین و نوستالژیک تعریف و تمجید های مجله ی وزین اتفاق نو از خواننده ی محبوب
دوران شیرین و غیر قابل تصور پر از حال و هوای توهم چاووشی

با تشکر از همه ی عزیزانی که ما را در ساخت این دوران یاری کردند .

پ.ن : آن روزها چه بودی …

۲۰ آبان ۸۸
۲ بامداد

فطریه

ارسال‌شده در گفتگوهای تنهایی در سپتامبر 5, 2009 توسط chavoshiname

سال سوم ؛ دوباره گفته شد بعد از عید فطر …

۱۴ شهریور ۸۸
۵:۱۵ بعد از ظهر

محسن چاووشی در اینترنت ( قسمت پایانی )

ارسال‌شده در اینترنت, گفتگوهای تنهایی with tags , , در آگوست 6, 2009 توسط chavoshiname

در دو قسمت ابتدایی ، وبلاگها و وبسایت های محسن چاووشی را با هم مرور کردیم و رسیدیم به زمان حال . در این قسمت آخر اما می خواهم کمی درباره ی وضعیت فعلی صحبت کنیم و به انتقاد بپردازیم . این مقاله خرداد ماه نوشته شد ، اما به دلیل اینکه آقای متین زحمت کشیدند تا نسخه ی جدیدی از سایت طراحی کنند ، من انتشارش را به تعویق انداختم و فکر کردم شاید نیازی به مطرح کردن این مباحث نباشد ، که البته با توجه به اینکه ورژن جدید تنها در طراحی گرافیکی تغییر کرده ( و متاسفانه سرعت لود صفحات را پایین آورده ) و مسائل مطرح شده در صحبت های من هنوز پای برجاست ، این مقاله امروز منتشر می شود به امید اینکه مورد توجه قرار گیرد و باعث پیشرفت کیفی سایت رسمی و بهبود بیشتر روابط هواداران با محسن عزیز شود .

جامعه ی هواداری محسن چاووشی در اینترنت جامعه ی بزرگی است و گذشته از ارقام شش رقمی جستجو در گوگل برای واژه ی محسن چاووشی ( یا محسن چاووشی و Mohsen Chavoshi ) و تعداد بالای سایت ها و وبلاگ های طرفدار و تاپیک هایی که در همه ی فروم های فارسی زبان به حمایت از او یا در رابطه با آثارش زده شده ، نظر سنجی های اینترنتی گواه خوبی هستند تا ببینیم چگونه هواداران ، عاشقانه در این نظرسنجی ها شرکت می کنند و به خواننده ی محبوبشان امتیاز می دهند .

نباید فراموش کرد یکی از عوامل رشد چاووشی و شناسانده شدنش همین اینترنت بود و باز نباید فراموش کرد که او از روزهای اول حضورش در بازار موسیقی ، در اینترنت هم حضور داشته و ما در کنار ساعت هایی که با شنیدن آثارش سپری کرده ایم ، ساعات بسیاری هم در اینترنت کنار او بوده ایم . نوشته های مختلف درباره اش خوانده ایم ، عکس هایش را دیده ایم ، در روزهایی که مجاز نبود کارهایش را دانلود کرده ایم ، اینجا و آنجا درباره اش کامنت گذاشته ایم ، برایش هزینه کرده ، وبلاگ و وبسایت ساخته ایم و البته نه هیچ خواسته ایم و نه می خواهیم مگر اندکی توجه که خیلی هایمان با نامه ای که اردیبهشت امسال برایمان نوشت راضی شدیم . اما این ها باعث نمی شود انتقاد مفید را کنار بگذاریم .

گذشته از اینکه محسن دیگر شخصا در اینترنت فعالیتی ندارد ( و هیچ کس هم انتظار ندارد او مثل روزهای پارسی بلاگ جایی را مرتب به روز کند ) چیزهایی هستند که هواداران متفق القول آنها را مطالبه می کنند و متاسفانه جواب درسنی نمی گیرند . در زیر به این موارد اشاره می کنم .

اول – ارتباط با شخص محسن : آری این توقع بی جاییست که بخواهیم چاووشی جواب تک تک « دستت درد نکنه » ها و « موفق باشید » ها و « تولد ( یا ازدواج ) ـت مبارک » ها را بدهد و به تک تک هزار نفری که اینها را گفته اند پاسخ دهد . اما وقتی در سایت رسمی ایمیل هایی اعلام می کنیم ، لااقل باید پاسخگوی بعضی سوالات باشیم که عملا اینطور نیست و این ایمیل ها جنبه ی نمایشی دارند . در اینجا یا باید ایمیل ها را حذف و به همان صفحات کامنت گذاری جمعی ( برای مناسبت هایی مثل عید و تولد ) اکتفا کرد ، یا اینکه به سوالات و نقدهای تخصصی مستقیما پاسخ داده شود .

دوم – کارهایی که در حوزه ی عبارت « سایت رسمی هواداران » قرار گرفته اند : البته ما نباید زحمتهایی که فرزاد عزیز برای سایت هواداران می کشد و هزینه ای که پرداخت می کند تا آنجا سر پا بماند را نادیده بگیریم ، اما این دلیل نمی شود از ابتدایی ترین خواسته های هوادران به سادگی بگذریم و هیچ جوابی به این نیاز های اولیه ندهیم . مثال می آورم .

۱ – اطلاعات دیسکوگرافی سایت ناقص است . بعضی ترانه ها حتی اسم شاعر ندارند . کاور آلبوم ها با سایز ۱۵۰*۱۵۰ پیکسل قرار گرفته که بود و نبودش تفاوتی ندارد و هیچ کدام از کارها ( حتی با همین سایز کوچک ) بک کاور ندارند .

۲ – از مهر ۸۷ تا به امروز ( مرداد ۸۸ ) قرار است دو دکلمه از امیر ارجینی و حسین صفا در سایت قرار بگیرد که این اتفاق نیافتاده است .

۳ – از تابستان ۸۷ زمانی که مصاحبه با محمدرضا آهاری روی سایت قرار گرفت تا به امروز که به یکسالگی این اتفاق رسیده ایم ، بر خلاف وعده ی یک هفته ای که در همان فایل به هواداران داده شده ، هیچ مصاحبه ی صوتی ای با محسن پخش نشده و با توجه به مصاحبه های متعدد محسن بعد از یه شاخه نیلوفر ، پخش آن مصاحبه ( اگر اصلا انجام شده باشد ) امروز بی فایده است و مصاحبه ای نو نیاز است .

۴ – بسیاری از آهنگ های محسن چاووشی با کیفیت نامناسب پخش شده اند . در اینجا انتظار می رود با توجه به اینکه امروز پخش آنها دیگر مشکل ساز نیست ، سایت این آهنگ ها را با کیفیت اصلی در اختیار هواداران قرار دهد . متاسفم از اینکه بگویم بعد از مدت ها آهنگ تنگ بلوری با عنوان کیفیت اصلی روی سایت قرار گرفت ، اما شاهد همان کیفیت قبلی بودیم . بسیار ناراحت شدم و فکر های بی مورد زیادی پیش خودم کردم که حتی دوست ندارم آنها را مطرح کنم . اما اگر تا چندی دیگر به عنوان شروع ، شاهد پخش تنگ بلوری و کارهایی مثل توبه نامه ، شبانه ، نمی تونم نمی تونم عزیزم و خودفریبی با کیفیتهای واقعیشان نباشیم ، انجام این کار را شخصا بر عهده می گیریم مگر اینکه جواب قانع کننده ای از طرف مدیر سایت دریافت کنیم یا اینکه استقبالی را برای پخش این کارها شاهد نباشیم .

۵ – سایت اصلی باید محلی باشد که در آن به راحتی بشود به تمام مصاحبه ها و عکس های محسن از روز اول تا به حال دسترسی داشت ، اما متاسفانه گالری سایت بسیار ضعیف عمل کرده و حتی در دوره ی قبلی سایت Fans ( که اکثر عکس های محسن آنجا قرار گرفته بود ) تمام عکس ها دارای اسم و آدرس و لوگوی سایت بودند که این اقدام اصلا سزاوار هواداران چاووشی نیست . امروز حتی مصاحبه ها و عکس هایی که تا پیش از تغییر و تحول روی سایت .ws قرار داشت از روی آن پاک شده .

۶ – سایت هنوز هیچ موضعی در قبال سایت های Facebook و MySpace اعلام نکرده که با توجه به گسترش غیر قابل انکار این سایت ها جای بسی تعجب دارد . هر چند الآن این سایتها فیلتر شده اند و شاید دیگر نیازی به تکذیب اینکه ID محسن چاووشی ( که حدود ۳۵۰۰ نفر فرندلیست داشت ) در این سایت ها جعلی است نباشد ، اما برای من بسیار جای شگفتی دارد که وبسایت به کوچکترین و مسخره ترین صحبت هایی که بین جمع ده – پانزده نفره ی اعضا در مورد اینکه محسن چاووشی هشتاد سال پیش به دنیا آمده ، واکنش نشان می دهد و در صفحه ی اول بیانیه صادر می کند ، اما در مورد سوء استفاده های سه – چهار هزار نفری هیچ دلیلی برای صدور بیانیه نمی بیند .

۷- سایت رسمی و سایت هواداران باید محلی باشد برای در جریان قرار گرفتن هواداران از وضعیت خواننده شان . نه اینکه بعد از پخش آلبوم با آنها خداحافظی کنیم تا آلبوم بعد . حداقل چیزی که آنها انتظار دارند این است که سایت ، آنها را از سردرگمی در بیاورد و حداقل ماهی یکبار خبری از خواننده ی محبوبشان آنجا قرار دهد . مثل روالی که پیش از این نزدیکان محسن در سایت ها و وبلاگهایشان داشتند و همه ۲-۳ ماه قبل از پخش آلبوم ، حتی اسم تراک هایش را می دانستند . اما امروز سایت هیچ شفاف سازی ای در زمینه ی اسم آلبوم بعدی یا ژانر موسیقی اش انجام نمی دهد و تنها مشغول اسکن کردن مصاحبه با مجلات می شود ( که این کار طبق قوانین مطبوعاتی ، تا آمدن شماره ی بعدی آن مجله می تواند جرم و نقض حقوق مولف ( کپیرایت ) به حساب آید که البته بحث ما این نیست ) . و اما خبری که سایت اخیرا منتشر کرده واقعا چه چیز جالبی دارد ؟‌ اینکه اسم آهنگساز و خواننده ی آلبوم محسن چاووشی است ؟ یا اینکه تنظیم آن را محمدرضا آهاری انجام داده ؟ یا شاید شنیدن نام های حسین صفا و امیر ارجینی خیلی هیجان انگیز است ؟ بعد از این همه سکوت ، انتظار خبر جالبتری می رفت . اینها چیزهایی است که هر طرفداری می داند . تنها نکته ی جالب توجه آن خبر اسم یک ترانه ی سرای جدید بود که پیش تر توسط یکی از یوزرهای همین سایت اعلام شد . از تاریخ پخش شدن آلبوم هم بگذریم که آدم را به یاد دکلمه های دو ترانه سرا و مصاحبه با محسن و هزاران قول و قرار دیگر می اندازد .

و غیره …

خوشحال نیستم از جمله ای که می خواهم بگویم ، اما سایت رسمی و سایت هوادارن نیازهای بدیهی و بدوی هواداران را هم رفع نمی کند و چیزی مثل قرار دادن نسخه ی با کیفیت آهنگ ها را ( برفرض که آن نسخه ی تنگ بلوری با کیفیت باشد ! ) منت گذاری بر سر آنها نشان می دهد و نه حق طبیعی شان . دلم می خواست بگویم چرا سایت هیچ ویدیویی از محسن عزیز در اختیار هواداران نمی گذارد ؟ وقتی که محسن می تواند با یک ویدیوی تبریک نوروز ۱۰ ثانیه ای ، کل آن ایام را به کام هوادارانش شیرین کند ( شما بخوانید کل سال را ! ) ، چرا نباید چنین کاری انجام دهد ؟ وقتی هنوز نمی شود کنسرت داد یا ویدیو کلیپ ساخت ، چرا باید طرفداران را تشنه نگه داشت ؟ چرا بیاییم و تجربه ی اشتباه یه شاخه نیلوفر را در تشنه گذاشتن مخاطبان تکرار کنیم ؟ آیا اینگونه ، سیراب کردن این افراد سخت تر نمی شود ؟ چرا محسن وقتی هر ۶ ماه یک بار آلبوم می داد کمترین انتقادی به او نمی شد ، اما وقتی این فاصله دو ساله شد ، شاهد هجمه ی انتقادها بودیم ؟ حال نیز اگر حرکت رو به جلویی صورت نگیرد ، ممکن است شاهد همان اتفاق برای کنسرت و ویدئو کلیپ و … باشیم .

فقط این نیست … مثلا این را دیگر همه می دانند آلبوم متاسفم کیفیتی به خوبی کیفیت دمــویش ندارد . دمویی که خود سایت هواداران آن را پخش کرد . و چه ایرادی دارد پخش با کیفیت این کار ، وقتی عده ی زیادی را خوشحال می کند ؟ و چه ایرادی دارد دمویی از آلبوم بعدی را در سایت قرار دهیم ، وقتی مشکلی از جهت مجوز ندارد ؟ و اگر مشکل دارد چرا مشکلات را نگوییم ؟ و مگر هواداران حق ندارند اسم آلبومی را بدانند که برایش ثانیه شماری می کنند ؟ نه … چرا درباره ی آن ۱۱ تراک و سبک و سیاقش توضیح نمی دهید ؟

می دانید ، وقتی سایت حتی کاور با کیفیت آلبوم ها را بدون لوگو و به صورت کامل در اختیار مخاطبانش نمی گذارد ، این احتمالا بزرگترین جسارت ممکن است که از مسئولش بخواهیم ویدیویی ۱۰ ثانیه ای تدارک ببیند تا کل سال را برای عاشقان یک شخص شیرین کند . شاید هم آن شخص اصلی دلش چنین چیزی نمی خواهد ؟ که اگر این باشد ، چرا سال های نه چندان دور آنطور به نظرات وبلاگش اهمیت می داد که در صدد جوابشان بر می آمد و امروز می گوید از شهرت منتفر است ؟ آیا این اخلاق درستی است ؟ آیا این جواب درست این محبت هاست یا اهمیت دادن به کامنت های آن وبلاگ ها ؟

یادم می آید روزی می نوشتی : انساني كه فراموش شود ميميرد ، پس مرا فراموش نكنيد ! محسن عزیز ، مگر هوادارانت تو را در آن روزهای سختی فراموش کردند که تو اینگونه آنها را در روزهای آسودگی به دست فراموشی سپرده ای ؟ می دانم گفته ای نظراتشان را می خوانی و با خواندن بعضی گریه می کنی ، اما آنها آیا آنقدر حق ندارند که جواب بعضی ایمیل هایشان را بدهی ؟ ۱۰ ثانیه روبروی دوربین برایشان صحبت کنی ؟ کاور کامل کارهایت را بهشان بدهی ؟‌ زیباترین آهنگهایت را با کیفیت درست در اختیارشان بگذاری ؟ اینهایی که شب و روز چراغ سایتت را روشن نگه می دارند و آلبومت را به فروش ۸۰۰ هزار تایی می رسانند و هر جا هستند از تو می گویند و خواب و رویایشان دیدار توست ، آیا انقدر حق ندارند که نام کار بعدی ات را بدانند ؟ ۱۰-۱۵ ثانیه اش را بشنوند ؟ بدانند در چه سبکی است ؟ اینهایی که در روزهای بی کسی برایت طومار جمع کردند و موقع شنیدن خبر حذف صدایت از سنتوری ، یا کنار گذاشتن خوانندگی ، زار زار گریستند ، آیا لیاقت یک سایت فعال و به روز را ندارند ؟ آیا لیاقت خواندن شعرگونه هایت را ( مثل « پاییز که می شد … » ) در وبسایت خودت و نه مطبوعات دیگران ندارند ؟ آیا نمی توانی برایشان هر از گاهی چیزی روی کاغذ بنویسی وقتی با دیدن دست خطت خوشحال می شوند ؟ آیا اینها همانقدر نمی توانند از تو بخواهند فراموششان نکنی که خودت روزی از خودشان درخواست کردی ؟ تو که می توانی به اینها زندگانی بخشی ، چرا از آنها گرفته ای آنچه را می بخشی ؟ چرا انقدر ساکتی …

۱۵ مرداد ۸۸
۹:۳۰ شب

سال سی

ارسال‌شده در گفتگوهای تنهایی with tags , در جولای 30, 2009 توسط chavoshiname

قصد دل کندن ندارم از تو ای دل کنده از خود
از تو ای برده دلم را تا شب خوب تولد

تولدت مبارک !

۸ مرداد ۸۸
۴:۳۰ بعد از ظهر